سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مطالبه خسارت در تصادفات رانندگی

نحوه مطالبه خسارت در تصادفات رانندگی چگونه می باشد؟

هر روزه تعداد زیادی خسارت در سطح شهر رخ می دهد که ممکن است خسارت های شدیدی به شخص وارد آورد.

در اکثر اوقات این سوال برای دو طرف پیش می آید که چه کسی باید خسارت پرداخت کند؟

اصلا چه کسی خسارت دیده و چه کسی مقصر می باشد؟

آیا در چنین شرایطی تنها راه استفاده از بیمه شخص ثالث می باشد؟ یا راه حل دیگری وجود دارد؟

 

گام اولاینست که مشخص شود مقصر اصلی این سانحه چه کسی بوده است است.

زیرا به موجب قانون مسبب اصلی تصادف کسی است که در نتیجه بی احتیاطی یا بی مبالاتی او منجر به وقوع فعل او شده است که این شخص مسئول بوده و از نظر قانونی قابل تعقیب می باشد.

با استناد بر تبصره دو ماده یک قانون اصلاح بیمه اجباری که بیان داشته است: «مسئولیت دارنده وسیله نقلیه مانع از مسئولیت شخصی که حادثه منسوب به فعل یا ترک فعل او است، نیست».

به عبارتی در حوادثی که مطالبه زیان یا گرفتن خسارت در تصادفات ناشی از آن مشمول قانون اصلاحی است، می‌توان علیه مقصر حادثه طرح دعوا کرد.

منظو ازمقصرحادثه شخصی است که مرتکب فعل قابل سرزنشی شده است. در واقع ممکن است بدون ارتکاب تقصیر هم تصادفی رخ دهد و زیانی به بار آید که در این صورت احتمال دارد شخص بی‌گناه مسئول شناخته شود. پس مسئول جبران زیان وارده همیشه مقصر نیست.

 

بیمه در تصادفات رانندگی به چه صورتی قابل اعمال است؟

هنگامی که تصادفی ایجاد می شود، طی شروطی از طریق شرکت بیمه برای جبران خسارت استفاده میکنیم.

شما باید بدانید استفاده از این شرکت قوانین و مقررات خاص خود را دارد.

بطور مثال: چنانچه در تصادف صورت گرفته، طرفین با یکدیگر به توافق برسند و مقدار خسارت وارد شده کم تر از سه میلیون تومان باشد، نیازی به گزارش پلیس و کروکی کشیدن نیست و طرفین می توانند با یکدیگر به یکی از مراکز خسارت بیمه مراجعه و آن را مطالبه نمایند.

 

نکته ای که حایز اهمیت است اینست که هر دو طرف باید با هم به مراکز بیمه مراجعه نمایند و حضور هر دوی آن ها الزامی می باشد و در نظر داشته باشید هنگامی که با فردی تصادف کردید، جهت مطالبه خسارت باید به شرکت پرداخت خسارت بیمه نامه شخص مقصر بروید.

 به طور مثال: در صورتی که شما بیمه شخص ثالث بیمه البرز را دارید و فرد مقصر بیمه شخص ثالث بیمه ایران را دارد، جهت مطالبه خسارت خود باید به واحد پرداخت خسارت بیمه ایران مراجعه نمایید.

حال ممکن است طرفین به توافق نرسند، و هیچکدام تقصیر خود را قبول نکنند در چنین وضعیتی باید با پلیس تماس بگیرند و چنانچه میزان خسارت وارد شده کم تر از سه میلیون تومان باشد، افسر راهنمایی و رانندگی در چنین وضعیتی کروکی نخواهد کشید و طرفین باید به شعبات پرداخت خسارت مراجعه نمایند.

 

قابل ذکر است که کروکی، تنها به خسارت های بالای سه میلیون تومان تعلق خواهد گرفت.


وضعیت ارث در مرگهای مجهول و ارث جنین

وضعیت ارث در مرگهای مجهول و ارث جنین:

طبق ماده 873 قانون مدنی : اگر تاریخ فوت اشخاصی که از یکدیگرارث می برند مجهول و تقدم و تاخر هیچ یک معلوم نباشد اشخاص مزبور از یکدیگر ارث نمی برند مگر آنکه موت به سبب غرق یا هدم واقع شود که در این صورت از یکدیگر ارث می برند.

تاثیر تقدم و تاخر زمان مرگ در ارث:

دو نفر را فرض کنید که از یکدیگر ارث می‌برند، تاریخ فوت یکی معلوم و تاریخ فوت دیگری نامعلوم باشد، چگونه از یکدیگر ارث می‌برند؟ مانند پدر و پسری که در اثر تصادف فوت کرده‌اند، اگر ندانیم کدام یک زودتر فوت شده تکلیف چیست؟

برای پاسخ به این سوال دو حالت متصور است:

1-یا تاریخ فوت هردو نفر مجهول است.

2-یا  تاریخ فوت یکی معلوم و تارخ فوت دیگری مجهول است.

اگر تاریخ فوت افرادی که از یکدیگر ارث می‌برند مجهول باشد یعنی تقدم و تاخر هیچ یک معلوم نباشد، اشخاص مزبور طبق ماده گفته شده در فوق از یکدیگر ارث نمیبرند مگر اینکه علت فوت : غرق شدن یا هدم باشد. مثلا پدر و پسری که برای نجات فردی به دریا رفته‌اند و دیگر برنگشته‌اند، در این مثال از یکدیگر ارث می‌برند چون علت فوت غرق شد است هرچند تاریخ فوت معلوم نیست.

طفل متولد از زنا:

 طفل متولد از زنا، از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی‌برد.

سهم ارث جنین:

در حوزه سهم ارث جنین و تقسیم ارث متوفی با وجود جنین ، چالشی وجود دارد که قانون مدنی به طور صریح پاسخ آن را بیان نموده است. در زمانی که یکی از ورثه، هنوز به دنیا نیامده باشد .در زمینه ارث و ماترک متوفی، شرایط ارث بردن جنین از اموال متوفی و اینکه آیا جنین از اموال متوفی ارث می برد یا خیر، موضوعی است که قابل بحث است. هر شخصی قبل تولد و بعد از آن، دارای حقوقی است که حقوق بعد از تولد تا حدودی واضح است. ولی حقوق جنین قبل از تولد و میزان ارث جنین سقط شده و همینطور سهم الارث قاتل جنین، مباحثی است نیازمند توضیح ،که در این مقاله به طور خلاصه توضیح داده خواهد شد.پیشنهاد ما به شما برای پاسخ سوالات خود موسسه حقوقی حامد امیری است که میتواند بهترین راهنما و مشاور در کلیه زمینه های حقوقی و کیفری ،خانواده و ارث باشد.

مفهوم جنین در قوانین ایران:

نوزادی که هنوز به دنیا نیامده است مستحق این است که از حقوق برخوردار شود و دارای شخصیت می باشد. حق ارث بردن، حق زنده ماندن، و سایر حقوق مالی که به نفع جنین وصیت شده یا وقف می شود، از جمله حقوق مالی جنین به محسوب می شود. مستند قانونی تعیین سهم ارث جنین، ماده 957 قانون مدنی ایران و تعالیم فقه شیعه می باشد.

شرایط تعیین سهم ارث جنین:

یکی از شروط اصلی برای تعیین سهم ارث جنین، این است که قبل از فوت مورث، نطفه وی ایجاد شده باشد. ماده 877 قانون مدنی در مقام حل اختلاف و تعارض در زمان انعقاد نطفه جنین و تشکیک در آن، فاصله زمانی از مرگ مورث تا تولد نوزاد را، در صورتی که بیش از 10 ماه باشد، از موارد عدم ارث بردن جنین خواهد بود، چرا که نطفه جنین، طبق قاعده بعد از فوت مورث بسته شده است.

زنده متولد شدن جنین:

از شرایط اساسی بعدی برای ارث بردن جنین از متوفی، زنده به دنیا آمدن جنین می باشد، حتی درصورتیکه بلافاصله بعد از تولد، فوت کند. ولی زمانیکه در موضوع زنده متولد شدن نوزاد شک و شبه ایجاد گردد و دلایلی هم بر زنده متولد شدن نوزاد نباشد، ارث بردن جنین از متوفی، کان لم یکن است.

حفظ سهم ارث جنین:

حالت اول: درصورتیکه جنین، زنده متولد شود، وجود وی منعی برای ارث بردن همه یا تعدادی از ورثه خواهد شد.در این حالت ، دیگر ارث و ترکه تقسیم انجام نخواهد گفت و تا موعد تولد نوزاد، تقسیم ارث معوق خواهد شد.

حالت دوم: تولد جنین، مانع ارث بردن هیچ یک از ورثه نخواهد شد. در این حالت تقسیم ترکه برای بقیه وراث متوفی امکان دارد. در مواردی این چنین، دو سهم پسر از طبقه ای که جنین ارث خواهد برد، کنار گذاشته خواهد شد و مابقی اموال متوفی تقسیم خواهد شد.در صورت تولد نوزاد زنده اگر میزان مال کنار گذاشته شده، بیشتر از سهم وی باشد، بین همه ورثه تقسیم خواهد شد.ولی در صورتیکه برای مثال، سه نوزاد پسر به دنیا

بیاید و یا یک نوزاد دختر، به صورت طبیعی، تقسیم ارث قبلی از اعتبار ساقط است و باید با توجه به وضعیت موجود، تقسیم ارث و ترکه، مجدداً صورت گیرد.

نگهداری سهم ارث جنین:

اداره نگهداری سهم ارث جنین توسط ولی قهری ( پدر و جد پدری ) و وصی منصوب از جانب آنها انجام می گیرد. در صورتیکه جنین ولی یا وصی نداشته باشد، طبق ماده 103 قانون امور حسبی، دادگاه صالح، به تعیین امین برای نگهداری سهم ارث جنین ، اقدام خواهد نمود.امین منصوب، مکلف به نگهداری و اداره سهم ارث جنین می باشد. دادگاه صالح جهت تعیین امین اموال و سهم ارث جنین و سایر امور حسبی در تهران، مجتمع قضایی امور حسبی تهران می باشد.

بررسی وضعیت ارث جنین حاصل از لقاح مصنوعی:

در صورتیکه لقاح مصنوعی انجام شده، در زمان حیات مورث باشد، طفل متولد شده از لقاح مصنوعی از والدین خود ارث می برد.ولی در صورتیکه بعد از فوت پدر، تلقیح مصنوعی ایجاد شود، این قضیه مانع ارث می باشد.
به بیانی دیگر، با وجود دو شرط اصلی، یعنی انعقاد نطفه طفل قبل از فوت مورث و زنده متولد شدن طفل، موجب ارث بردن وی می شود.

نگهداری و اداره سهم ارث نوزاد پس از تولد:

اگر نوزاد زنده متولد شود و سهم ارث جنین و نوزاد به آنها تحویل داده شود، با توجه به زوال سمت امین تعیین شده برای نگهداری سهم ارث جنین، اگر پدر یا جد پدری نداشته باشد، نصب قیم برای نوزاد نیاز است. تقاضای نصب قیم ، از سمت دادستان و یا اداره امور سرپرستی شهرستان به دادگاه خانواده می باشد. قیم منصوب با حکم دادگاه و با اجازه و نظارت دادستان، به طور عرفی، نسبت به نگهداری اموال نوزاد و طفل صغیر، اقدام نموده و گزارش خود را تقدیم دادسرا خواهد نمود.


نقش خانواده در پیدایش بزهکاری اطفال


نقش خانواده در پیدایش بزهکاری اطفال:

اخلاق و سلامت روانی فرد تا حدود بسیار زیاد در گرو آن است؛ چراکه فرد پس از متولد شدن تحت تأثیر افکار، عقاید و رفتار اعضای خانواده خود قرار می‏گیرد.

خانواده اولین عاملی است که در رفتار فرزند خود تأثیر می‏گذارد.

به طور کلی، طرز تفکر والدین یا سایر اعضای خانواده به هر شکلی که باشد کم و بیش در فرزندان آنان تأثیر می‏گذارد.

آنچه در این بحث بیشتر مورد توجه است، آثار سوء کاستی ‏ها و کمبودهای خانوادگی است که متوجه فرزندان نیز می‏شود.

در نتیجه ی همیین کاستی ها است که فرزندان تحت شرایط خاص، در معرض فساد و تباهی قرار می‏گیرند و به تدریج به سوی بزه‏کاری سوق داده می‏شوند.

در کانون خانواده نیز در مقایسه با سایر اعضا، مادران بیشترین و مؤثرترین نقش را در صلاح و فساد فرزندان بر عهده دارند.

 چراکه زمینه ‏های تربیت طفل قبل از تولد و از دوران جنین شروع می‏شود.

از سوی دیگر، مادر از همان آغاز زندگی عهده‏ دار رفع نیازمندی‏های کودک می باشد، هر نوع تغذیه او، رفتار خوب و ناشایست وی در تربیت فرزندش تأثیر بسزایی دارد.

کودک نیز از همان ابتدا با حس تقلیدپذیری قویی که دارد، حرکات و رفتار اطرافیان در ضمیرش حک می‏شود و به تدریج، شخصیت او کامل می‏شود.

این عوامل به شرح ذیل می باشد:

1-اختلاف پدر و مادر

2-تبعیض میان فرزندان

3-کمبود محبت

4-عدم حضور پدر در خانه

5-دوستان ناباب

6-بزه‏کاری یکی از اعضای خانواده

7-نداشتن الگوی رفتاری مناسب

8-عدم امکان ازدواج

9-عدم درک فرزندان


1-اختلاف پدر و مادر:

از جمله مواردی که امکان دارد در نهایت منجر به بزه‏کاری نوجوانان و جوانان گردد، اختلاف والدین و مشاجرات بین آنان است که آثار آن متوجه فرزندان و حتی بستگان آنان خواهد شد. گاهی اوقات، مشکلات خانواده ‏ها موجب قهر و حتی ترک یکی از والدین از محیط خانواده می‏شود. بدیهی است، این‏گونه معضلات خانوادگی، موجب مختل شدن امنیت و بهداشت روانی فرزندان شده، تأثیر مستقیم و نامطلوبی بر آنان می‏گذارد و آنها را آماده بزه در جامعه می کنند.

2-تبعیض میان فرزندان:

تبعیض در خانواده و توجه بیشتر والدین به برخی فرزندان و توجه کمتر نسبت به برخی دیگر، موجب ایجاد حس نفرت و بدبینی در فرزندان می‏شود.

بطور کلی چشم و  هم‏ چشمی و رقابت موجود در خانواده ها ، تأثیر بسیار مخربی در روحیه کودکان بر جای می‏گذارد و موجب می‏شود کودک خود را با برادران و خواهران دیگر مقایسه کرده و بر اثر محبت بیشتر والدین در حق آنان به احساس پوچی دست پیدا کنند.

3-کمبود محبت:

محبتی که فرزندان در خانواده دریافت می‏کنند، موجب آرامش روانی آنان می‏شود و همین آرامش روانی، موجب می شود که آنان را از گرایش به بسیاری از لغزش‏ های اخلاقی باز دارد. بطور مثال: دختر نوجوانی که کمبود محبت دارد، به هر کس که سر راه او قرار گیرد و به او اظهار محبت می کند، علاقه‏ مند می‏شود و به دوستی‏ های ویرانگر تن می‏دهد و چه بسا در این مسیر تباه شود.

شایان ذکر است که ، نوع محبت بسته به سن و سال فرزندان متفاوت است، ولی به هر حال، باید دل‏های فرزندان با فروغ محبت و نوازش والدین روشن گردد و نیاز فطری آنان به محبت از این راه ارضا گردد.

4-عدم حضور پدر در خانه:

با توجه به اینکه  پدر نقش  بسیار مهمی در تکامل شخصیت فرزند دارد، از این‏رو، حضورش در خانه اثر زیادی بر روحیه فرزندش می‏گذارد که عواقب آن معمولاً در دوران بلوغ و نوجوانی مشخص می‏شود.

خانواده همان قدر که به احساسات و عواطف سرشار مادر محتاج است، به قدرت، قاطعیت، تدبیر و مدیریت پدر هم نیاز دارد، حال اگر به هر دلیل پدر در خانه حضور نداشته باشد و یا صرفا حضور فیزیکی داشته باشد، شیرازه امور از هم پاشیده و

نظم و انسجام لازم از میان می‏رود و در اعضای خانواده زمینه گرایش به بزه‏کاری فراهم میگردد.


5-دوستان ناباب:

یکی از مهم ترین زمان های زندگی طفل دوران بلوغ او می باشد.

در دوره بلوغ، نوجوانان به طور طبیعی از اتکای خود به خانواده کاسته و درصدد پیدا کردن تکیه‏ گاه ‏های دیگری مانند: دوست هستند.

 مهم‏ترین آن، گروه ‏های همسالان می‏باشد، از این‏رو، نظارت و کنترل غیرمستقیم و نامحسوس بر نوجوانان باید در دوره بلوغ بیشتر از هر زمان دیگری باشد.

یک جوان اغلب تحت تأثیر اعمال، رفتار و افکار دوستان خود قرار دارد، به گونه‏ای که خواسته ‏های آنان را بسیار زود می‏پذیرد و بدون مقاومت به توقعات آنان پاسخ داده و آن را قبول خواهند کرد.در همین دوستی‏ ها و معاشرت‏ های نادرست با دوستان ناباب است که نوجوان یا جوان برای اولین بار به خواهش دوست خود در انجام بزه، جواب مثبت می‏دهد و مرتکب فعل مجرمانه قرار می گیرد.


6-بزه‏کاری یکی از اعضای خانواده:

بزهکار بودن پدر و یا مادر، یا یکی از اعضای خانواده، می‏تواند در تمایل به بزه‏کاری فرزندان مؤثر باشد.

 به عنوان مثال، خانواده‏ای که بر اثر اعتیاد به الکل یا مواد مخدر به فساد کشانیده شده، نه تنها نمی‏تواند کودکان سالمی تربیت کند، بلکه رفتار و ویژگی‏ های آنان می‏تواند الگویی برای کشاندن فرزندان به سوی انحرافات گوناگون باشد و خود فرند هم همانند آن ها به انجام آن فعل مرتکب شود.

کودکان نگرش ‏های اجتماعی را از خانواده می‏ آموزند و چنان‏که یکی از والدین بزهکار باشند فرزندان آنان بیش از هر کس در معرض خطر آلودگی قرار خواهند گرفت.


7-نداشتن الگوی رفتاری مناسب:

عدم وجود الگوی رفتاری مناسب برای نوجوانان و جوانان، می‏تواند در گرایش به بزه‏کاری آنان مؤثر باشد.

در خانواده، والدین الگویی شایسته برای کودکان و نوجوانان بوده و آنان سعی می‏کنند اعمال و کردار خویش را با اعمال و کردار الگوهایشان مطابقت دهند، بدین ترتیب، اگر پدر یا مادر نتوانند نقش خود را به درستی ایفا کنند و الگوی صحیح و

مناسبی برای فرزندان خود باشند، بدون تردید مسائل و مشکلات فراوانی را برای فرزندانشان پیش خواهند آورد.

 از سوی دیگر، در محیط خارج از خانه نیز فرزندان، در مدرسه یا گروه همسالان، با افراد مختلفی در ارتباط می باشند که ممکن است برای آنان الگوی مناسب یا بعکس الگوی نامناسب باشند. این الگوها، در شخصیت و رفتار آنان تأثیر بسزایی خواهد داشت.

الگوهای مناسب، رفتار آنان را بهنجار و چنین افرادی را جامعه‏ پذیر و الگوهای نامناسب آنان را دچار انحراف رفتاری خواهد نمود.


8-عدم امکان ازدواج:

یکی از عمده ‏ترین عوامل فساد و فحا می باشد و در مسئله 2443 توضیح المسائل امام خمینی (ره) نیز چنین آمده است:

«کسی که به واسطه نداشتن زن به حرام می‏افتد، واجب است زن بگیرد».
با وجود این، سنّت‏ها و تشریفات که گریبان‏گیر خانواده‏ ها شده است، مانع ازدواج جوانان می‏گردند. و این سنّت‏های غلط، در کنار بی‏کاری و مشکلات اقتصادی سن ازدواج را روز به‏ روز افزایش می‏دهد و خانواده ‏ها حاضر نیستند از درخواست مهریه سنگین، مخارج زیاد عروسی، درخواست هتل، منزل شخصی، درآمد زیاد و جهیزیه ‏های فراوان چشم بپوشند. اگر به این امر مهم توجه جدّی نشود، احتمال افزایش بزه‏کاری ‏ها و از جمله بزه‏کاری‏ های جنسی وجود دارد.


9-عدم درک فرزندان:

خانواده ‏هایی که  مطابق با زمان پیش نمی‏روند و انتظار دارند فرزندان آنان نیز با راه و رسم قدیمی زندگی کنند زمینه گرایش به بزه‏کاری را در فرزندان خود به وجود می‏آورند.

به گونه ای که این‏گونه خانواده ‏ها به نیازهای نوجوانان و جوانان و برآوردن خواسته ‏های مشروع آنان توجهی نکرده و نمی‏توانند فرزندان خود را به درستی درک کنند و خواسته‏ های آنان را تأمین کنند.

این امر موجبات ناسازگاری روانی فرزندان با جامعه را فراهم می‏ آورد و باعث می شود که نوجوانان و جوانان برای حس هم دردی مسائلی را برای هم سالان خود به میان بیاورند که در اغلب موارد نه تنها نمی توانند راهنمایی درستی کنند بلکه ممکن است در صورت راهنمایی و کمک های نادرست زمینه را برای ارتکاب به جرم برای هم سالان خود فراهم نمایند.


فسخ نکاح

 

فسخ نکاح چیست؟

فسخ نکاح یکی از روش‌های بر هم زدن ازدواج است. هنگامی که بنا بر دلایلی ازدواج موجب زیان فاحش یکی از طرفین باشد، به منظور رهایی او از قید ازدواج می‌توان با شرایطی ازدواج را فسخ نمود. فسخ نکاح دشواری‌ها و محدودیت‌های طلاق را ندارد.

تفاوت های موجود بین فسخ نکاح و طلاق:

1-فسخ نکاح تنها به اراده صاحب حق انجام می‌پذیرد (ماده 1132 قانون مدنی) و تنها کافیست به اطلاع طرف مقابل برسد.
2-طلاق در صورتی درست است که شرایط خاصی در زن موجود باشد ولی رعایت این ترتیب در فسخ نکاح شرط نیست (ماده 1132 ق. م.). به عنوان مثال فسخ نکاح در دوران عادت زنانگی و نفاس زن ممکن است. در حالی که طلاق زن در این دوران درست نیست. (ماده 1140 ق. م.)
3-پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه حکم یا اذن گرفته شود، ولی فسخ نکاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تکلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد.
4-طلاق مخصوص نکاح دائم است ولی موارد فسخ نکاح در دائم و منقطع یکسان است (مواد 1152 و 1153 ق. م.)
5-طلاق حق و اختیار مرد است، در حالی که فسخ نکاح ممکن است از جانب زن نیز واقع شود.
6-در طلاق رجعی شوهر می‌تواند در زمان عده به همسر خود رجوع کند، اما در فسخ نکاح امکان رجوع ندارد و تشکیل دوباره خانواده جز با نکاح جدید ممکن نیست.

7-در صورتی که مرد پیش از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهریه است (ماده 1092 ق. م.) ولی در فسخ نکاح زن حق مهریه ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که زن مستحق نصف مهریه است.

8-اگر بین زوجین سه بار طلاق اتفاق بیفتد آنها دیگر نمی‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند مگر با آمدن محلل. اما فسخ هرچند بار که بین زن و مرد اتفاق افتد ایجاد حرمت نمی‌کند.

عیوب فسخ نکاح:

عیوب موجب حق فسخ نکاح در مرد (موارد فسخ نکاح از جانب مرد):

عیوب مختص مرد در ماده 1122 قانون مدنی برشمرده شده است و به موجب آن هرگاه مرد به دلیل عارضه‌ای ناتوان از انجام عمل زناشویی باشد قانون به زن حق می‌هد که ازدواج را فسخ نماید:
عنن: ناتوانی مرد در نعوظ به شرط آنکه بعد از گذشت مدت یک سال از تاریخ رجوع زن به دادگاه، رفع نشود.

1-عنن در صورتی که پس از عقد ایجاد شود نیز زن را صاحب حق فسخ نکاح می‌کند.
2-خصاء: که عارضه مربوط به اخته شدن مرد است.

3-مقطوع بودن آلت تناسلی

 عیوب موجب حق فسخ نکاح در زن (موارد فسخ نکاح از جانب زن):

عیوب مختص زن در ماده 1123 قانون مدنی برشمرده شده است و به موجب آن اگر این عیوب در هنگام عقد موجود باشد و مرد بدون آگاهی به آنها با زن ازدواج کرده باشد. (مواد 1124 و 1126 ق. م.) قانون به مرد حق فسخ ازدواج را می‌هد.

1-قرن: استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد
2-جذام: بیماری خوره
3-برص: نوعی بیماری پوستی‏ که بر اثر آن لکهای معمولاً بزرگ سفید یا سیاه در بدن پدید می‏آید
4-افضاء: یکی شدن مجرای بول و حیض را اِفضاء می‌گویند
5-زمین‌گیری
6-نابینایی از دو چشم

«حق فسخ نکاح به دلیل عیوب زن، برای جلوگیری از ضرر مرد است. پس اگر بوسیله عمل جراحی یا با وسایل درمانی این عیوب از بین برود، حق فسخ نکاح نیز مبنای خود را از دست می‌دهد و ساقط می‌شود.»

 عیوب موجب حق فسخ نکاح مشترک در زن و مرد:

جنون تنها مصداق عیوب مشترک در زوجین است که موجب حق فسخ می‌شود. بر طبق ماده 1121 قانون مدنی، جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ ازدواج است. قانون مدنی جنون را تعریف نکرده است، اما طبق نظر فقها جنون یعنی اختلال عقل. بنابراین فراموشی‌های سریع الزوال، بیهوشی‌های ناشی از هیجانات ناگهانی، و نیز بیماری صرع (غش) جنون محسوب نمی‌شود. منظور از اختلال عقل آن است که شخص در انجام وظایف عادی و معمولی روزانه خود نامتعادل شده و اعمال بدون هدف از او سر بزند.

حق فسخ نکاح به دلیل فریب در ازدواج:

یکی دیگر از مواردی که به طرفین حق فسخ نکاح را می‌دهد، تدلیس یا فریب در ازدواج است.

یعنی فرد صفت‌هایی را به خود نسبت بدهد که آنها را ندارد. مثلاً خواستگار خودش را دارای تحصیلات عالی یا ثروتمند یا متخصص در هنر خاصی معرفی کند؛ اما بعد از اینکه خطبه عقد جاری شد، عروس بفهمد که تمام چیزهایی که درباره همسرش تصور می‌کرده، دروغ بوده است.

حق فسخ نکاح به دلیل تخلف از شروط صفت:

آخرین موردی که به یکی از طرفین عقد حق فسخ عقد را می‌دهد، تخلف از شرط صفت است. شرط صفت یعنی اینکه صفت خاصی در شخص شرط شده باشد، ولی بعد از عقد معلوم شود که فرد فاقد آن وصف بوده است (ماده 1128 ق. م.). صفت شرط شده باید دارای نفع و فایده‌ای عقلایی و مشروع باشد. ثانیاً باید صفتی باشد که موجب ترغیب فرد شود. یعنی فرد با اتکا به این صفت، با شخص ازدواج کند؛ این می‌تواند اوصاف ظاهری، و یا درباره‌ شخصیت مادی و معنوی فرد باشد.
تفاوت تدلیس با تخلف از شرط صفت در این است که در تدلیس فرد قصد فریب دارد، ولی در تخلف از شرط صفت، فرد چنین نیتی ندارد و واقعاً خود را واجد آن صفت می‌داند، اما بعد از عقد متوجه می‌شود که دارای آن وصف خاص نیست. مثل اینکه دختر یا پسری خود را منتسب به خانواده‌ای دارای ثروت و مقام بداند، ولی بعداً متوجه شود که نسبتی با آن خانواده ندارد.

تکلیف مهریه در فسخ نکاح:

اگر حکم فسخ نکاح از سوی دادگاه صادر و قطعی شود و بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد زن مستحق مهریه نخواهد بود مگر اینکه فسخ نکاح به دلیل ناتوانی جنسی مرد (عنن) باشد و اگر بین زوجین نزدیکی واقع شده باشد و نکاح فسخ شده زن مستحق مهرالمثل است نه مهریه ای که در عقدنامه توافق شده و به تعبیر حقوقی مهرالمسمی است. پس مهریه در فسخ نکاح وابسته به نزدیکی زوجین است.